شما اینجایید: برگه نخست > روزانه > بعد مدت ها…

بعد مدت ها…

سلام دوستان

با لبخند بخونید!

درسته، همین الان لب هایتون کمی جا به جا شد و احتمالا تبسمی زدید، همین خیلی عالیه، ممنون از صورت زیباتون !

خیلی گذشته، قبول دارم! بروزرسانی وبلاگ رو می گم!

تو این ۴ ماهه کلی اتفاق جور واجور افتاده، اتفاق های بزرگی که مسیر زندگی من رو داره به کلی تغییر می ده. از فروش خونمون و رفتن از خونه و شهرمون تا مستقر شدن تو جای جدید! خودش ماجراییه! همه کار کردیم! دِلِر، پیچ گوشی، چکش و…

***

 راستی اون سایت، www.iranadvertisers.com بود که تو مطلب قبلی توضیحش رو داده بودم، همون تیر ماه توسط دستور سریع ستاد مبارزه با جرایم رایانه ای بسته و ترکونده شد و به تاریخ پیوست!

***

دیکتاتورم مرد! سرهنگ رو می گم! چه پایانی داشت! فکر نمی کنم، ۶ ماه پیش حتی تو خوابم این روزها رو می دید. زندگی یعنی همین!
گاهی یاد این صحبت می افتم که: “به خلق خدا سخت نگیرید تا به شما سخت نگیرن…”

***

[نفس عمیق] نمی دونم از چی بگم و از کجا بگم! خیلی چیزا تو ذهنم بود که بگم، به هر حال همین که اینجا می نویسم خوبه و همینکه شما دوستان مطالبم رو می خونید به من انرژی می ده. همین که وبلاگ دوستاشدنیم، برگه، هنوز روییده می شه، من خوشحالم!

در پایان از همه شما سپاسگزارم و به مصطفی عزیزم قبول شدن تو مقطع دکترا رو تبریک می گم.

مهربون باشیم…  یا علی

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS

۱۳ Responses to “بعد مدت ها…”

  1. مصطفی می‌گه:

    سلام ارادتمندیم علیرضا جان
    ممنونم :oops:
    حالا بزار فردا پس فردا بگذره من یه سری کارام حل شه یه چیزی می گم شاخ در بیارین یعنی همه شاخ در بیارن

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶ ق.ظ:

    سلام

    حال اون بذر شاخ، باید چند روز تو آب نمک بمونه؟ ;)

    یا علی

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

  2. صادق می‌گه:

    ۱.منظم بنویس تا کامروا باشی. حتی تو سخت ترین شرایط
    ۲. من که حضوری به آقای دکتر تبریک گفتم
    ۳.دوشنبه و سه شنبه ها میام تهران (جهت اطلاع عموم)
    ۴.امسال خیلی از دوستان تهران قبول شدند.هماهنگ کنیم همدیگه رو ببنیم.
    ۵. علیرضا جان خودت طحمت هماهنگیشو بکش
    ۶. سلام

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ ق.ظ:

    سلام

    قبولی های امسال رو آمار ندارم…
    شما هماهنگی کنی بهتره…

    یا علی

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

  3. سید حمید می‌گه:

    سلام
    به به
    آقا علیرضا مبارکه نوشته جدید کمکم داشتم نا امید می شدم که اصلا یادت هست وبلاگم داری
    خیلی دوست داریم
    در ضمن هر چی در مورد سرهنگ فکر کردم دیدمکه تمام ۴۲ سال حکومتش فقط به لحظه ای که دستگیر شده بود و التماس می کرد نمی ارزید حق با شما است

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    سلام

    شما لطف داری…

    ممنون و یاعلی

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

  4. مهدی می‌گه:

    سلام تبریک می گم این رویش دوباره رو، امیدوارم دیگه رویش برگه اینقدر تاخیر نداشته باشه

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۱ ب.ظ:

    انشالله!

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

  5. احسان می‌گه:

    مرسی تو اوج گرفتاری و دلخوری باعث شدی لبخندی بزنم .
    از این جای جدید هم بگو .کجاست و چطوریه ؟

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۹۰ ۲:۱۴ ب.ظ:

    سلام

    خیلی خوشحالم!
    بردارزاده کوچیکم بهش می گه: تیران! ;)

    یا علی

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

  6. مهدی مهربون می‌گه:

    سلام علیرضا جان
    زندگی همین پستی‌ها و بلندی‌هاشه که زیباش کرده. اما اینکه کی و کجا به پشتی و بلندی بخوریم انتخاب خودمونه. کاریش نمیشه کرد. اگر همیهش در اوج باشی یکروز بالاخره باید سقوط کنی ! حالا میتونه معنای خوب بده یا بد ! بستگی به آدمش داره که چی برداشت کنه ! جز سیاسی هر برداشتی آزاد هست !!!

    ضمناً دکترای دوستت هم تبریک میگم. انشاالله عروسیش :) =))

    یا حق

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

    علیرضا پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۶:۳۰ ب.ظ:

    سلام

    اشالله، قابل توجه مصطفی ;)

    یا علی

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

  7. ویرگول می‌گه:

    سلام
    مثل اینکه برگه های توام مثل ویرگول من دیرادیر روی روزو می بینه. اینو بعد تجدید بیعتمون نوشتم!

    موافقید یا مخالف: Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ]

برگه یادداشت شما

:wink: :-| :-x :twisted: :) 8-O :( :roll: :-P :oops: :-o :mrgreen: :lol: :idea: :-D :evil: :cry: 8) :arrow: :-? :?: :!: